سیدمحمدخاتمی

اگر اصلاح طلبان دریابند که توان دفاع از حقوق مردم را ندارند، به نظر من دلیلی ...
نویسنده : AMN - ساعت ٢:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۱٦
 

۱۷ تیر ۱۳۸۷
اگر اصلاح طلبان دریابند که توان دفاع از حقوق مردم را ندارند، به نظر من دلیلی وجود ندارد که وارد صحنه شوند

جمعی از دانشجویان دانشکده های حقوق، علوم سیاسی و اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی روز دوشنبه 17 تیرماه 1387 با سیّد محمّد خاتمی دیدار نمودند.
سیّد محمّد خاتمی در این دیدار در سخنان کوتاهی ضمن خیرمقدم به دانشجویان و آشنایی با حاضرین به سؤالات حاضرین پاسخ گفت.
وی در پاسخ به دانشجویی که پیرامون نظام برنامه ریزی اقتصادی کشور پرسش نمود گفت:
اینکه گفته می شود مجبور شده اند برای رسیدن به اهداف، سیاستها را تغییر دهند، باید دید که با این تغییر سیاستها چقدر به اهداف مورد نظر نزدیک یا به چه میزان از آنها دور شده ایم.

متن کامل درادامه مطلب


جمعی از دانشجویان دانشکده های حقوق، علوم سیاسی و اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی روز دوشنبه 17 تیرماه 1387 با سیّد محمّد خاتمی دیدار نمودند.
سیّد محمّد خاتمی در این دیدار در سخنان کوتاهی ضمن خیرمقدم به دانشجویان و آشنایی با حاضرین به سؤالات حاضرین پاسخ گفت.
وی در پاسخ به دانشجویی که پیرامون نظام برنامه ریزی اقتصادی کشور پرسش نمود گفت:
اینکه گفته می شود مجبور شده اند برای رسیدن به اهداف، سیاستها را تغییر دهند، باید دید که با این تغییر سیاستها چقدر به اهداف مورد نظر نزدیک یا به چه میزان از آنها دور شده ایم.
به نظر می رسد که رسیدن به اهداف برنامه های سند چشم انداز بیست ساله کشور دور از دسترس شده و گمان می کنم با شرایط کنونی به آن اهداف نخواهیم رسید. آیا نباید چاره ای اندیشید که از موقعیتی که امروز در آن قرار داریم به شدّت عقب نیفتیم؟ با روندی که اکنون ایران با آن روبرو است رسیدن به اهداف ترسیم شده، مانند رشد بالای 8درصد و تبدیل شدن به بزرگترین قدرت علمی، فنی و اقتصادی منطقه در سال 1404 دور از دسترس و خارج از تصور است. نمی گویم که این سوءنیتی در کار بوده و چه بسا آنچه صورت گرفته با حسن نیّت و به قصد خدمت بوده، اما حاصل کار و آنچه امروز با آن مواجهیم مطلوب نیست. اعتقاد من این است که این تغییر روشها و سیاستگزاری های جدید ما را از اهدافمان به شدت دور کرده است.
سیّد محمّد خاتمی سپس درمورد جهت گیری اقتصادی دولت خود افزود: من فکر می کنم که در عین حال که می خواستیم با احتیاط کارها را پیش ببریم، در دوره اول ریاست جمهوری به یک طرح اقتصادی رسیدیم که حاصل نشستهای متعدد صاحب نظران اقتصاد ایران از همه طیفها بود. من هم شخصاً برای رسیدن به سند نهایی و جمع بندی آنچه مطرح شده بود ساعتها وقت گذاشتم. جمع بندی نهایی جمع بندی جالبی شد که مبنای برنامه چهارم توسعه نیز قرار گرفت و اگرچه خالی از اشکال نبود، اما منسجم ترین، علمی ترین و متناسب ترین برنامه با وضعیت تاریخی، اجتماعی و اقتصادی ما بود که هزاران نفر ساعت روی آن کار شده بود و به جا است یادی از مرحوم دکتر عظیمی کنم که در این راه نقشی بزرگ ایفا نمودند.
مارکس می گفت که نظامِ هگل سرش در زمین و پایش در هوا است و من آن را اصلاح کردم. صرف نظر از درستی یا نادرستی سخن مارکس، ما در برنامه ریزی چنین کاری را انجام دادیم.
سیاستهای کلی نظام را رهبری تعیین می کنند و مسائل براساس آن شکل می گیرد. ما قبل از تنظیم برنامه ها و بودجه های دولت در یک اقدام کارشناسی گسترده، سیاستهای کلی نظام را به صورت پیشنهادی تقدیم ایشان نمودیم و ایشان هم پس از کسب نظر مجمع تشخیص مصلحت نظام سیاست ها را با اندک تغییراتی ابلاغ نمودند و در واقع این سند مبنای کار سازمان برنامه و بودجه برای تنطیم سیاستهای اجرایی و استراتژی برنامه های کلان اقتصادی و تنظیم بودجه دولت قرار گرفت.
من در آن مقطع اعتقاد داشتم که باید یک جهش اقتصادی با زیربنایی مشخص در جامعه صورت گیرد و البته اعضاء هیأت دولت نیز در این زمینه با رئیس جمهوری همدل و همداستان بودند.
اعتقاد ما این بود که نمی توان پول نفت را صرف امور جاری کشور کرد و انتظار داشت گامی جتی بسیار کوچک به سوی توسعه و پیشرفت برداشته شود. نخستین گام برای تغییر این روند فراهم کردن زیرساختها بود. عملکرد 8 ساله دولت اصلاحات در زمین توسعه زیرساختها در بخشهای مختلف راه، مخابرات، نیرو، انرژی، فن آوری اطلاعات و... بسیار روشن است.
در وزارت نیرو بیش از هزاران مگاوات برق به دولت فعلی تحویل دادیم و فکر می کنم که قرارداد های 17 هزار مگاوات را هم بسته بودیم. همه شما به خوبی می دانید که رسیدن به این نقطه نیازمند برنامه ریزی دقیق و کار اجرایی بسیار گسترده است. اما آیا سرمایه گذاری های انجام شده در دولت اصلاحات به نتیجه مطلوب رسید و برای سالهای آینده پیش بینی درستی انجام شد؟
در زمینه ارتباطات دولت اصلاحات 1500کیلومتر فیبر نوری را به عنوان زیربنای ارتباطات کشور تجوبل گرفت و 53 هزار کیلومتر فیبر نوری را به دولت بعد تحویل داد. طرح تکفا دستاوردی بزرگ در زمینه توسعه فناوری اطلاعات بود که با تحول در وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات همراه شد.
در دوره مسؤولیت من به عنوان رئیس جمهوری روستای کوچک عسلویه به قطب اقتصادی منطقه تبدیل شد و حاصل آن جذب سرمایه های خارحی و انتقال فناوری های پیشرفته در کنار فعالیت بخش خصوصی داخلی بود.
در عرصه بین المللی نیز هدف ما حفظ و ارتقاء حرمت و عزّت ایران و ایرانی در عین حفظ مصالح اساسی کشور بود و همگان آثار سیاست تنش زدایی دولت اصلاحات را به عینه لمس کردند.
پاسخ به این سؤال که در تمام این زمینه دولت اصلاجات موفق بود یا مدیریت فعلی کشور کار مشکلی نیست
رئیس جمهوری سابق ایران سپس در پاسخ به یکی دیگر از دانشجویان که دوران ریاست جمهوری سیّد محمّد خاتمی را دوره گذار نامید، چنین گفت: فکر می کنم که این قریب به یکصد سال است که دوره گذار را سپری می کند و اتفاقا این مسأله مهمی است که اگر به آن توجه نداشته باشیم، بدون شک دچار مشکل خواهیم شد. به نظر من اصلاحات به آن معنا که من در نظر داشته و دارم یک تبار صد 150ساله دارد. وقتی جامعه سنت گرای ایران با پدیده تمدن جدید که مانند سیل همه جا را فرا می گرفت روبرو شد کوششهای بسیاری صورت گرفت که در چنین فضایی جایگاه ملّت تمدن ساز ایران مشخص شود. من اصلاحات را اصیل ترین و سالم ترین جریانی می دانم که در این عرصه وارد میدان شده و جالب اینجا است که این جریان اصیل و ریشه دار مردمی مظلومترین جریان بوده است. البته پیداست که اصلاحات هم مانند هر جریان نوظهوری از نظر تدوین مبانی تئوریک با مشکلاتی دست به گریبان بوده است.
من معتقدم در 100سال گذشته سه جریان سنت پرستان، غرب پرستان و اصلاح طلبان همواره وجود داشته اند. سنت پرستان کسانی بودند که می گفتند چشممان را بر روی دنیا باید ببندیم و هر تغییری را بیگانه می انگاشتند و می خواستند در جامعه سنتی ایران کوچکترین تغییری رخ ندهد. خیال باطلشان هم این بود که با بخشنامه و فرمان می توان جلوی تغییرات را گرفت. غافل از آن که آنگاه که درها را به روی تمدن جدید بستیم، این جریان از پنجره وارد راه خود را به خانه ما خواهد جست. در مقابل غرب پرستان نیز معتقد بودند که باید همه چیزمان را فدای این موج نو کنیم و خودمان را ازسر تا پا چه به لحاظ مادی و چه از نظر معنوی غربی کنیم تا بتوانیم در مسیر پیشرفت قرار گیریم و در این راه چاره ای جز بریدن کامل از گذشته نداریم.
در این میانه جریان سوم بر این باور بود که نمی توان در برابر تجولات جهان بی تفاوت بود و از دستاوردهای تمدن نو چشم پوشی کرد. در عین حال باید هویت ایرانی که عمدتاً دینی و متأثر از آموزه های اسلام است را در نظر داشت و با نگاهی عاری از تعصبات کور و دلباختگی های بی منطق هویت خود را بازتعریف کنیم تا بتوانیم در درجه اول هویت ریشه دار ایرانی را حفظ نموده و درها را به روی تمدن جدید بگشاییم و متناسب با تحولات زمانه تصمیم بگیریم تا جامعه ای ایرانی – اسلامی و بهره مند از مزایای زندگی امروز داشته باشیم. این عمق اصلاح طلبی است.
استقلال، آزادی و پیشرفت را می توان در عمق جهت گیری های جامعه ما طی بکصد سال گذشته در میان تمام اقشار و طبقات به عنوان یک خواسته برجسته جستجو کرد و معتقدم اصلاح طلبان صادق ترین افرادی بودند که این شعار را می خواستند. هنر انقلاب اسلامی ایران نیز همین بود که این خواست تاریخی را با هویت تاریخی ما همسو کرد. امام خمینی (ره) معتقد بود که باید این خوسته ها را از موضع دین جستجو نمود و با این باور نظام جمهوری اسلامی را به عنوان جایگزین نظام شاهنشاهی مطرح نمودند. چرا امام (ره) خلافت اسلامی، امارت اسلامی یا ... را مطرح نکردند؟
اگر نیک بنگریم، استقلال، آزادی و پیشرفت را می توانیم در جمهوری اسلامی بیابیم. البته باید اسلام را به گونه ای ببنیم که با جمهوریت سازگار باشد و دموکراسی و جمهوریت را نیز طوری معنی کنیم که با معیارهای اصلی اسلام هماوا باشد. امروز اصلاح طلبان چیزی جز این نمی خواهند.
یکی از اصول انکارناپذیر جمهوری اسلامی تفکیک قوا است. اگر سازوکارها به گونه ای تنظیم شوند که تفکیک قوا از میان برود، رکن جمهوریت نظام زیر سؤال رفته، رأی ملت کارآمدی خود را از دست خواهد داد و جمهوریت نظام به عنوان یک رکن اساسی لطمه ای سنگین خواهد خورد. اگر در ایران همه ارکان نظام، از رهبری گرفته تا سایر بخش ها مسؤول بوده و اعتبار خود را از رأی مردم می گیرند، بالطبع همگی در مقابل مردم مسؤول و پاسخگو هستند.
در نظام اسلامی جامعه باید مقتدر و آزاد باشد شما نمی توانید بگویید حکومت در مقابل مردم مسؤول است اما مردم حق ندارند از حکومت انتقاد کنند. برخلاف برخی که در کمال بی انصافی آزادی مورد نظر اصلاح طلبان را ولنگاری، آزادی همجنس بازی و ... معنی می کنند، منظور ما از آزادی نقد قدرت است. آزادی که در قانون اساسی آمده منظور نظر ما است و این لازمه داشتن یک حکومت دموکرات است. این حق باید به رسمیت شناخته شود که در جمهوری اسلامی هر فرد باید بتواند ابراز نظر کند و نظام حاکم موظف است بستری فراهم کند که افراد در بیان نظرات خود، حتی اگر نقد قدرت حاکم باشد احساس مصونیت کنند، نه اینکه به محض نقد حکومت، مهر اقدام علیه منافع ملی بر پیشانی افراد بخورد. این تناقض در نظر و عمل است.
در یکی از سفرهایم به خارج از کشور از من در مورد بهترین خاطره دوران ریاست جمهوری ام سؤال شد و برای من یکی از لذت بخش ترین لحظه های زندگی سیاسی ام، 16 آذر سال 1383 بود که در دانشگاه تهران دانشجویان اعتراض کردند و در کمال ادب سخنان تند به زبان آوردند و ذره ای از دستگیری و اعمال فشار حکومت نگران نبودند و اینچنین هم نشد.
من خودم را پیرو امیرالمؤمنین علی علیه السلام می دانم که می فرمایند: مقدس نیست، امّتی که در او انسان ضعیف در مقابل انسان قوی ناتوان از استیفای حق خود بدون لکنت زبان باشد
یعنی نظام حاکم نباید به گونه ای رفتار کند که افراد امّت اسلامی برای سخن گفتن و انتقاد و استیفای حق خود دچار لکنت شوند چه رسد به اینکه ترس از داغ و درفش و بازداشت داشته باشد. در جمهوری اسلامی باید اجساس امنیت باید در حدی باشد باشد که فرد بتواند با اقتدار در مقابل بالاترین قدرت سخن خویش را بدون لکنت بر زبان آورد. من آن روز گفتم که اطمینان دارم کسانی که در جمع ما اعتراض و انتقاد کردند، ذره ای نگرانی از اعمال فشار یا دستگیری و ... نداشتند و چه دستاوردی بالاتر از این؟
البته آرزوی من به عنوان رئیس جمهوری ایران این بود که همه ارکان نظام اینگونه باشند. من در چارچوب وظایف و اختیارات خودم می توانستم آزادی انتقاد را تضمین کنم. مگر می شود، جمهوری داشته باشیم و آزادی در آن نباشد.
سیّد محمّد خاتمی درخصوص پیشرفت کشور افزود: ما منابع و امکانات زیادی در اختیار داریم و در مقابل خدا و مردم مسؤولیم که از آنها به درستی استفاده کنیم تا ملّت ایران جایگاه خود را دریابد. تولید، اشتغال و تأمین اجتماعی باید در موقعیتی مناسب قرار گیرد.
گاهی از عدالت سخن می گوییم و آن را در اقتصاد صدقه ای خلاصه می کنیم! نتیجه مسلم استفاده از درآمدهای کشور در امور جاری به جای سرمایه گزاری های زیربنایی افزایش تورم است و چشم انداز آینده کشوری که سرمایه های تجدید ناپذیر خود را سخاوتمندانه و بدون برنامه ریزی برای توسعه سرمایه های تجدید پذیر و مولد بدون شک چشم انداز امیدوار کننده نخواهد بود.
اینگونه اقدامات اگرچه می تواند مانند مسکّن موقتاً دردها را التیام بخشد، اما برای رسیدن به عدالت اقتصادی لازم است بنیه اقتصادی جامعه تقویت گردد و توزیع روندی عادلانه به خود بگیرد.
برای بهینه کردن نظام توزیع یارانه ها در سالهای دوم و سوم دوره اول ریاست جمهوری من تصمیم گرفته شد که از بنزین و فرآورده های نفتی شروع کنیم و سوبسیدها را به تدریج برداریم، امّا رقم این یارانه ها را به حساب درآمد دولت واریز نکنیم و صرف بهبود حامل های انرژی کنیم و بخش عمده آن را صرف تأمین اجتماعی کنیم که در این راستا وزارت رفاه تامین اجتماعی هم تأسیس شد. اعتقاد ما این بود که باید سرمایه گذاری توسعه یابد و همزمان توزیع عادلانه به صورت زیربنایی انجام شود.
در دنیا تأمین اجتماعی مهمترین وسیله برقراری عدالت در جامعه است و این امر باید مورد توجه بیشتر قرار گیرد تا شاهد پیشرفت جامعه باشیم. برای رسیدن به این هدف باید سرمایه گذاری رونق گیرد و از فناوری های پیشرفته استفاده شود و این مهم جز با پرهیز از روابط تشنج آمیز با دنیا و حرکت به سوی جذب هرچه بیشتر امکانات آنها میسر نخواهد شد. اگر خواهان عزت ایران هستیم نباید اجازه بدهیم کسی به ابرانیان اهانت کند و اگر این را می خواهیم باید به گونه ای رفتار کنیم که زمینه این اهانت فراهم نشود. اصلاحاتی که مورد نظر ما است، اینها را می خواهد و در عین حال معتقدم که ما جامعه ای اسلامی هستیم و اسلام خواهان سعادت انسان در دنیا و آخرت است.
البته در جامعه ما تفکراتی هم وجود دارند که به رأی مردم اعتقادی ندارند و جمهوری را انحراف می دانند. من این تفکر را قبول ندارم. امام (ره) هم با این برداشت از اسلام مخالف بودند و قانون اساسی هم بر آن مهر تآیید نزده است. اسلامی که من می شناسم و در سطح بین المللی آن را ترویج می کنم اسلام پیشرفت، توسعه، آزادی و امنیت مردم است و با این مقولات سازگاری کامل دارد.
اگر ما در این جهت جرکت کنیم و بتوانیم جایگاه مردم را در نظام اسلامی مشخص نموده، از حقوق آنها دفاع کنیم، باید کار کنیم. ولی اگر اصلاح طلبان دریابند که توان دفاع از حقوق مردم را ندارند، به نظر من دلیلی وجود ندارد که وارد صحنه شوند.
سیّد محمّد خاتمی در پاسخ به پرسش دانشجویی در خصوص مفهوم امّت و ملّت گفت: به نظر من هیچ منافاتی بین امّت و ملّت وجود ندارد. امّت یک امر معنوی است که همه پیروان اسلام از همه مذاهب در ذیل آن قرار می گیرند و اینکه امّت منشاء حکومت شود، منوط به حکومت واحد جهانی است و ما به عنوان شیعه معتقدیم که هنگام ظهور امام معصومِ موید من عندالله این امر میسّر می شود. من بارها گفته ام، در زمان غیبت معصوم چه کسی گفته که ما رسالت مسلمان کردن و تحمیل نظام خودمان به جهان را داریم؟ حتی خود امام زمان (عج) هم چیزی را تحمیل نمی کنند. در دوره شکل گیری انقلاب اسلامی در ایران، مردم امام (ره) را انسانی شجاع یافتند، به او رأی دادند و جمهوری اسلامی با پشتوانه آراء ملت ایران شکل گرفت. ملّت ایران فقط ایرانیان مسلمانان را شامل نمی شود. ملّت مسیحیان، یهودیان، زرتشتیان و ... را هم شامل می شود که به شرط آنکه نظام را قبول داشته و قصد براندازی نداشته باشند، به اندازه مسلمانان حرمت دارد. به همین دلیل است که در مجلس شورای اسلامی، اقلیتهای دینی هم نماینده خاص دارند و آراء نمایندگان اقلیتها در تصویب قوانین کشور اثرگذار است. این حرمتی است که نظام اسلامی برای اقلیتها قائل شده است.
ما وظیفه داریم این کشور را بسازیم. اگر بتوانیم الگوسازی کنیم در صدور انقلاب موفق بوده ایم. اگر بتوانیم به نام اسلام حکومتی را بسازیم که پیشرفت اقتصادی و علمی را به ارمغان بیاورد، آزادی های اساسی در آن محترم باشد، بخش خصوصی در آن فعال است، در ارتباط با دنیا می تواند سرمایه ها و فن آوریهای پیشرفته را جذب کند و قدرت و قوتی پیدا کند، بدون اینکه از اصول و مصالح خود دست بردارد، این نظام کارآمد الگویی برای کشورهای اسلامی و کشورهای اسلامی و سایر کشورها خواهد شد.
رئیس جمهوری سابق ایران در پاسخ به سؤالی در خصوص پیش بینی وی از آینده سیاسی کشور گفت: اگر نظام ما هماهنگ با خواست تاریخی ملّت و واقعیتهای موجود باشد، مسیری که جامعه ما به سمت استقلال، آزادی، آبادانی و امنیّت طی می کند، بسیار کم هزینه تر و کوتاه تر خواهد شد و اگر این ساختار متناسب با آن حرکت نباشد، هزینه ها افزایش خواهد یافت، اما همچنان معتقدم مسیر ملّت ایران نسبت به آنچه در یکصدساله گذشته طی شده، تغییری نخواهد کرد به اعتقاد من این مسؤولان کشور هستند که باید خود را تابع خواست تاریخی ملت و الزامات آن کنند، نه بالعکس. اگر مصلحت جامعه را در نظر بگیریم و در مسیر آن گام برداریم و نظام را تابع آن کنیم، خیلی سریع تر و سالم تر به مقصد می رسیم و اگر خدای ناخواسته سلیقه های خاص را اصل بدانیم و جامعه تابع مطلق آن بخواهیم، ممکن است بتوانیم با زور و اعمال برخی سیاستها برای مدتی جلوی التهاب جامعه را بگیریم، ولی دیری نمی پاید که مشکلات بروز می کند، چرا که پارامتر اصلی در این معادله مصلحت و خواست ملّت است نه سلیقه و خواست ما.
خاتمی در پاسخ به سؤال دیگری درخصوص نظر وی پیرامون جنبش دانشجویی در ایران اظهار داشت: جنبش دانشجویی را جدا از هویت تاریخی و اجتماعی جامعه ما ندانید. روشنفکر غیردینی ما نتوانست با جامعه هم زبانی پیدا کند. عده ای در کشور ما بودند که انسانهای خوبی بودند، اما سنت پرست بودند و زبان زمان را نمی فهمیدند و نتوانستند با چیزی که در جامعه می گذشت هم زبانی ایجاد کنند. یک نسل روشنفکر هم روی کار آمد که با سنت سازگار نبود و آن هم نتوانست با مردم ارتباط برقرار کند و وقتی متفکر جامعه -چه سنتی چه روشنفکر- نتواند هم زبانی و همراهی ایجاد کند، هیچ تحولی را در آن جامعه ایجاد نخواهد شد. اصلاً این ضرورتی تاریخی بود که پدیده ای به نام روشنفکری دینی پدید آمد، گفت: روشنفکر دینی یعنی کسی که می تواند الزامات زمان را بفهمد، در عین حال به مبانی هویت جامعه وفادار است و روشنفکران دینی کسانی هستند که بهتر می توانند با متن جامعه در حال تحول هم زبانی ایجاد کنند. البته روشنفکران دینی نتوانستند، زبان مدونی بیابند و اتفاقاً روشنفکران غیردیندار چون آبشخورهای غربی داشتند، خیلی مدون تر مباحث خود را مطرح کردند. سنتی ها هم چون ریشه در تفکر هزارساله گذشته دارند، منسجم تر می توانند فکر و عمل کنند.
سیّدمحمّد خاتمی با طرح این پرسش که آیا اگر کسی در حکومت نباشد، می تواند در جامعه حضور داشته باشد، گفت: آیا صدای ما به یک پنجاهم جامعه می رسد؟ در مقابل، رسانه ملی که باید فراتر از جناح بندی ها باشد، درتلاش برای تخریب یک جریان و توجیه جریان دیگر است.
در کشورهای جهان سوم نوعاً یا باید در حکومت بود، یا در اپوزسیون که سرکوب می شود یا مجکوم است در گوشه ای منزوی شود که کسی صدایش را نشنود و این یک تناقض سنگین و لی قابل حل است.
جنبش دانشجویی ما تابع وضعیت تاریخی ما است و معتقد نیستم که جنبش دانشجویی قوام یافته ای داشته ایم. حرکتهایی وجود داشته است و همانگونه ای که روشنفکران وقتی مجالی می یابند، به جان هم می افتند، در جنبش دانشجویان هم بیشتر از درون ضربه خورده ایم. لطمه درونی هم سبب شده که محدودیت ها از ناحیه بیرون بیشتر شود. در عین حال معتقدم، دانشجویان مظلوم ترین بخش جامعه ما هستند و اگر بتوانند متفکرانه وضعیت خود را بازخوانی کنند، آینده بهتری خواهند داشت.


 
comment نظرات ()