سیدمحمدخاتمی

عده ای برای مقابله با لیبرالیسم به فاشیسم پناه برده اند!
نویسنده : AMN - ساعت ٦:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٥
 

عده ای برای مقابله با لیبرالیسم به فاشیسم پناه برده اند!

١۵شهریور88

سید محمد خاتمی با تأکید بر این که با آنان که به نام مقابله با لیبرالیسم غرب، از پایگاه فاشیسم و ایده های توتالیتاریسم می خواهند به زور مردم را به راهی که خود راه سعادت می دانند ببرند، مخالفیم به همه دلسوزان هشدار داد تا فرصت ها کاملاً از دست نرفته به بازسازی اعتماد عمومی بیاندیشند و یک بار دیگر این اطمینان را به وجود آورند که در چارچوب همین ساختار موجود می توان به رفع اشکالات اقدام کرد.
اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه ها که با سید محمد خاتمی دیدار و گفت و گو می کردند در ابتدا دغدغه ها و نگرانی های خود را به ویژه در ارتباط با مسائل دانشگاه ها ابراز داشتند


عده ای برای مقابله با لیبرالیسم به فاشیسم پناه برده اند!

١۵شهریور88

سید محمد خاتمی با تأکید بر این که با آنان که به نام مقابله با لیبرالیسم غرب، از پایگاه فاشیسم و ایده های توتالیتاریسم می خواهند به زور مردم را به راهی که خود راه سعادت می دانند ببرند، مخالفیم به همه دلسوزان هشدار داد تا فرصت ها کاملاً از دست نرفته به بازسازی اعتماد عمومی بیاندیشند و یک بار دیگر این اطمینان را به وجود آورند که در چارچوب همین ساختار موجود می توان به رفع اشکالات اقدام کرد.
اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه ها که با سید محمد خاتمی دیدار و گفت و گو می کردند در ابتدا دغدغه ها و نگرانی های خود را به ویژه در ارتباط با مسائل دانشگاه ها ابراز داشتند.
سید محمد خاتمی در ابتدای این دیدار با ابراز خوشوقتی از دیدار با دوستان دانشگاهی در ایام ماه مبارک رمضان گفت: در ایام پربرکت ماه مبارک رمضان و به ویژه در آستانه لیالی قدر همه باید از فرصت استفاده کنیم و به ابعاد معنوی زندگی خویش بیشتر بپردازیم. حقیقتاً در این ایام باید از خدای متعال طلب هدایت کنیم و فارغ از همه تحلیل ها و تلاش های جمعی که انجام می دهیم، از پیشگاه حضرت باری تعالی بخواهیم ما را به راهی که صلاح ما و صلاح کشور است هدایت فرماید.
رئیس جمهوری سابق ایران پس از این مقدمه به تشریح دیدگاه خود درباره ارتباط دین با سیاست پرداخت و گفت: همانطور که می دانید من همواره از حامیان و مدافعان حکومت سازگار با دین بوده ام و باور قلبیم این است که اسلام و تشیع می تواند با مطالبات و انتظارات روز جوامع نیز سازگار باشد، مشروط به آنکه فهم ما از آن درست باشد و از ظرفیتهای آن به درستی بهره ببریم. برخلاف آنچه این روزها با دروغ، تهمت و کینه توزی بر زبانها رانده می شود من همواره تلاش کرده ام تا از حضور دین در عرصه سیاست دفاع کنم و هنوز هم معتقدم چارچوب ها و بنیان های نظامی که ثمره انقلاب و هدایتهای امام بود درست و راه گشا است و خطاها یا اشکالاتی که وجود دارد ذاتی نیست و باید نسبت به رفع آن اهتمام جدی کنیم.
رئیس جمهوری ایران در ارتباط با اظهار نظرهای رایج در محافل خاص تصریح کرد: مایه تأسف فراوان است که این روزها عده ای تمام توان و تلاش خود را به کار بسته اند تا شخصیت های برجسته و نیروهای دلسوز کشور که همواره مدافع اصول و بنیان های انقلاب بوده اند را برانداز معرفی کنند! کسانی که بهترین فرصت های کشور را که می توانست به کارآمدی و موفقیت نظام منجر شود را از دست داده اند و ۳۰۰ میلیارد دلار سرمایه ملی را با ندانم کاری های خود از بین برده اند و امروز به استناد اعترافاتی که از اساس غیر قابل استناد و اتکا است قصد دارند ما را متهم کنند. البته که ما با بعضی برداشت ها از دین مخالفیم. از جمله این برداشت ها خرافه گرایی و مقابله با فهم های نو از دین است. همانطور که پیش تر هم شاهد بودیم که در همین مملکت بسیاری از همین متولیان دین، آراء ملاصدرا را تخطئه و او را تکفیر می کردند و امروز در حوزه های علمی- فلسفی، همین آراء مهمترین مبنای کلامی و فکری دینی است و کسانی چون امام، شهید مطهری، علامه طباطبایی که همه به آراء و دیدگاه های آنها افتخار می کنیم در نحله صدرایی شناخته می شوند.
حرف ما همواره همین بوده و هست که در هر حال می توان به فکری بهتر و فهمی برتر رسید، آنچه مهم است این که میزان و معیارهای ما درست برگزیده شوند والّا جامعه دینی ما از خلاقیت ها و فهم های بدیع محروم خواهد شد و دچار جزمی گرایی منفی خواهد شد.
سید محمد خاتمی سپس برخی ناطقان عرصه سیاسی امروز ایران مورد خطاب قرار داد و گفت: عده ای امروز با لیبرالیسم مخالفت می کنند، امّا در مقام مخالفت رویکرد فاشیستی و توتالیتری دارند. در غرب، آزادی خواهی بسیار زودتر و فراگیرتر از لیبرالیسم مطرح شد و اگر هم رگه های تقابل با دین را می بینیم بعد از آن تجربه هولناکی بود که به نام دین علیه آزادی و هر اندیشه جدید مطرح شد. مطمئناً غرب در مبانی فکری خود مشکلات بزرگی دارد و ما هم نمی توانیم تسلیم و تابع آنها باشیم. چاره ای جز این نیست که خود بیاندیشیم و البته از تجربیات دیگران هم بهره مند شویم، ولی حمله به وجهی از تفکر و تجربه غربی با تکیه بر وجه بدتر و خطرناک تر آن محکوم است، بخصوص که این گونه برخوردها عین اسلام و انقلاب هم معرفی شود.
به هر حال ما در عرصه حیات اجتماعی براساس همان جوهره دینی که در قانون اساسی هم انعکاس یافته مردم را حاکمان سرنوشت خود می شناسیم و این را امری سازگار با خداباوری می دانیم و معتقدیم که خداوند چنین خواسته است اما متأسفانه شاهدیم که عده ای به نام مقابله با لیبرالیسم غرب، از پایگاه فاشیسم و ایده های توتالیتاریسم که آن هم ریشه ای غربی دارد، می خواهند به زور مردم را به راهی که خود راه سعادت می دانند ببرند و این یکی از برداشتهای غلط از دین است که ما به شدت با آن مخالفیم. این افراد در انتخابات اخیر بزرگترین فرصت به وجود آمده برای نظام اسلامی و ایران عزیز را ضایع کردند. این انتخابات فرصتی را فراهم آورده بود که جوانان و مردم ناراضی از ضعف عملکردها به صحنه بیایند و با امید به نظام و آینده انتخاب مناسب را انجام دهند، امری که می توانست بهترین فرصت ها برای بازسازی اعتماد و اتحاد جامعه حول محورهای اساسی انقلاب قلمداد شود. اما متأسفانه کج اندیشی ها موجب شد این برخوردها صورت پذیرد و ضایعاتی به وجود آید که جبران آن بسیار دشوار و برای همگان زیان بار است. امروز هم نگرانی جدی دلسوزان نظام این است که با همان پیش داوری ها، با دانشگاه ها هم برخوردهایی بکنند که عملاً گرایش های افراطی و ضد نظام را تقویت کند.
ما نگران افراط گرایی هایی هستیم که زمینه را برای رادیکالیسم و عبور از همه مرزهای اعتقادی و سیاسی فراهم می آورد، به همین دلیل هم به همه دلسوزان هشدار می دهیم بیایند تا فرصت ها کاملاً از دست نرفته به بازسازی اعتماد عمومی بیاندیشیم و یکبار دیگر اطمینان ایجاد کنیم که در چارچوب همین ساختار می توان به رفع اشکالات اقدام کرد. ما باید بدون برخورد احساسی و واکنش با این افراط گرائی ها، ارتباطمان را با همه دلسوزان حفظ کنیم و کوشش کنیم اذهان را نسبت به خطرات این رفتارهای افراطی اقناع کنیم.
رئیس جمهوری سابق ایران به تمام دلسوزان نظام هشدار داد: نگرانی جدی ما از این است که برای جبران این ضایعات، فکری اساسی نشود و نارضایتی های موجود با تداوم روش های سرکوب گرانه ادامه یابد و طی ماه های آینده مشکلات و پیامدهای ناکارآمدی ها و ضعف عملکردها که چشم انداز آن به وضوح قابل رؤیت است به شرایط موجود اضافه شود و آنگاه زمان برای تجدید نظر و اصلاح امور از دست رفته باشد. ما نگران این خطرها برای کشور، نظام و انقلاب عزیزمان که خون های پاک بسیاری برای پیروزی و اعتلاء آن ریخته شده هستیم و به همین خاطر برای اصلاح امور فعالیت خواهیم کرد و ان شاء الله مشمول نصرت الهی خواهیم شد.
در ابتدای این دیدار تعدادی از اعضاء شورای مرکزی انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه ها دغدغه ها و نگرانی های خود را بدین شرح ابراز داشتند:
- به نظر می رسد جریانی که بر اساس توهم انقلاب مخملی، پس از انتخابات این برخوردها را به وجود آورد، در ارتباط با دانشگاه ها هم به بهانه مقابله با آشوب و براندازی، جو سنگین امنیتی را حاکم سازد و این اقدامات، زمینه را برای حذف منتقدین دلسوز و وفادار نظام به وجود آورد و عملاً میدان را برای فعال شدن نیروهای برانداز فراهم نماید. قرائن و سوابقی هم که از وزیر جدید علوم در دست است این دغدغه را تشدید می کند.
- بعضی جریان ها ساده لوحانه فکر می کنند برای مقابله با اعتراضات دانشجویی می توانند دانشگاه ها را با بهانه هایی که خود می آفرینند ببندند و حرکت را مهار کنند، غافل از آنکه با این اقدام ممکن است انرژی اعتراض در سایر بخش های جامعه را تشدید کرده، میدان را برای افراط گری باز کنند.
- این سوء ظن ها که در خصوص تعارض اسلام با دانش های بشری مطرح می شود ممکن است خطر حضور برداشت های متحجرانه و غیرعقلانی از دین را در مجامع دانشگاهی تشدید کند و با حذف برداشت هایی از دین که عقلانی و سازگار با نیازهای دنیای مدرن است، زمینه نوعی دین گریزی را در محیط های دانشگاهی تقویت کنند.
- برخلاف اتهامات وارده، محافل علمی و دانشگاهی کشور اساساً هیچ گونه رویکرد مثبتی نسبت به امکان وقوع انقلاب مخملی در ایران نداشتند و اشتیاق به تقویت استقلال ملی به ویژه در ابعاد علمی و قطع وابستگی به بیگانه به صورت جزئی از هنجارهای جامعه علمی و دانشگاهی ما به ویژه طی سال های پس از پیروزی انقلاب بوده است. نگران جدی ادامه محدودیت های گسترده رسانه ای و تشدید برخوردهای امنیتی است که می تواند منجر به نوعی اقبال اضطراری به بیرون مرزها شود و اساساً موجب یأس و سرخوردگی بخشی از نخبگان و جوانان مستعد برای رشد علمی آنها شود. تشدید فضای امنیتی در دانشگاه ها و تنگ نظری های علمی و معرفتی ممکن است عاملی برای گسترش مهاجرت مغزها به حساب آید که خسارت هنگفت مادی و معنوی آن برای کشور عظیم و عملاً در خدمت منافع بیگانگان است.


 
comment نظرات ()