سیدمحمدخاتمی

مروز دیگر قرنطینه اطلاعاتی توسط حکومت ها ممکن نیست
نویسنده : AMN - ساعت ٧:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱
 

 

باید هر راهی را برای حفظ اصول، حقوق و آزادی های مردم طی کرده، از بحرانی تر شدن اوضاع جلوگیری نمود. هرچند که اوضاع بحرانی است و سیکل جدیدی از اعمال خشونت آغاز شده است. متأسفانه افرادی در حکومت هستند که با امنیت کامل اعمال خشونت می کنند و در مقابل آنان نیز طبیعتاً عده ای به عکس العمل خشونت آمیز واداشته می شوند که این امر بسیار خطرناکی است.

متن کامل درادامه ی مطلب.....

 


باید هر راهی را برای حفظ اصول، حقوق و آزادی های مردم طی کرده، از بحرانی تر شدن اوضاع جلوگیری نمود. هرچند که اوضاع بحرانی است و سیکل جدیدی از اعمال خشونت آغاز شده است. متأسفانه افرادی در حکومت هستند که با امنیت کامل اعمال خشونت می کنند و در مقابل آنان نیز طبیعتاً عده ای به عکس العمل خشونت آمیز واداشته می شوند که این امر بسیار خطرناکی است.

سیّد محمّد خاتمی در دیدار با بازداشت شدگان و زندانیان سیاسی پس از انتخابات تأکید کرد: مایه تأسف عمیق است که جمع حاضر با وجود آنکه از نیروهای دلسوز و نخبگان جوان ایران هستند، علی رغم پایبندی به قانون و اخلاق سیاسی به جمع زندانیان سیاسی جمهوری اسلامی پیوسته اند. افسوس می خوریم که شاهد گرفتاری و دستگیری چهره های برجسته ای هستیم که از علاقمندان به انقلاب اند. تصور بر این بود که پس از اتفاقات ماههای اخیر، شاهد حاکمیت عقلانیت و امنیت و آرامش نسبی در کشور و توجه جدی به مطالبات و حقوق مردم باشیم، اما متأسفانه در روزهای اخیر هم به جای تعادل و آرامش، شاهد هجمه های سنگین تبلیغاتی همراه با موج جدید فشارها و دستگیری ها بوده ایم.

امیدوار بودیم با گذشت زمان و پس از اینکه روشن شد اتهامات وارده بی اساس است، بسیاری از دوستان در بند آزاد شوند و امنیت و آرامش به جامعه بازگردانده شود، امنیت واقعی نه امنیت پادگانی.

در بحبوحه یکی از جنگ های امیرالمؤمنین علیه السلام یک نفر از ایشان در خصوص مسأله ای متافیزیکی و عقیدتی سؤال کرد و بعضی از اصحاب امام از این موضوع عصبانی شدند و به او نهیب زدند که اکنون زمان مناسبی برای مطرح کردن این گونه صحبت ها نیست. اما امیرالمؤمنین فرمودند که اتفاقاً حالا زمان این پرسش است، چرا جنگ ما برای همین اصول و معیارها است.

البته دلایل دیگری نیز برای توجه به مسائل فکری و نظری وجود دارد. نخستین دلیل فقر و ضعف در مسائل تئوریک است و دلیل دوم تبلیغات و سخنان نادرستی است که این روزها مطرح می شود. عده ای در تریبونهای رسمی، سیاه را سفید و سفید را سیاه نشان می دهند و از منبرها به افراد تهمت می زنند و دروغ می گویند. البته این تهمت ها و افتراها و سخنان ناصواب و بی پایه گرچه بر افرادی که بنیان فکری محکمی ندارند تأثیرات کوتاه مدت خواهد گذاشت، اما توده مردم و متدینین که از قوه تشخیص و تفکیک برخوردارند، ولو تحت تأثیرات لحظه ای قرار بگیرند، اما در دراز مدت بر اعتقاد و تشخیص آنها اثری نخواهد گذاشت و حتی در مواردی اثر منفی و خلاف خواست اتهام زنندگان خواهد داشت.

متأسفانه اتفاقات و عملکردهای ماههای اخیر سبب خدشه جدّی به وجهه جمهوری اسلامی نزد افکار عمومی داخل و خارج از کشور شده است. دروغ های بسیاری در این روزها گفته شده و وعده های بسیاری داده شده است. اما مردم در عمل می بینند که تشکیلات عهده دار امور آنان کار چندانی انجام نداده و در مواردی مشکل ساز هم شده است. مردم دریافته اند که بسیاری از معترضان بدخواه نیستند و اعتراض آنان به جا است.

معترضان، منتقدان و اصلاح طلبان با تأکید بر حفظ معیارها و اصول انقلاب و التزام به قانون اساسی حرکت کرده و می کنند، اما علی رغم تمام تأکیدهای انجام شده از سوی چهره های شاخص اصلاح طلب و کاندیداهای معترض و همراهی بدنه جامعه، عده قلیلی در هر دو جریان با سوء نیت و شیطنت می خواهند جو را رادیکال کنند. هدف آن ها این است که بخش کوچکی از مردمی که با توجه به صدماتی که دیده اند و عاطفی شده اند از آن ها پیروی کنند، اما با هوشیاری مردم بدنه اصلی معترضان به چارچوب قانون اساسی و روش های مسالمت آمیز و اخلاقِ اعتراض سیاسی پایبند اند و حاکمیت نیز در پاسخ به آن ها باید به قانون و اخلاق پایبند باشد.

رئیس جمهوری سابق ایران در بخش دیگری از سخنان خود با بر شمردن سه اصل مهم رضایت از سوی مردم و مسؤولیت و تحمل از سوی قدرت در نسبت میان مردم و حکومت گفت: در دنیای امروز هنگامی که از قدرت صحبت می کنیم باید به دنبال منشاء آن بگردیم. منشاء قدرت مردم هستند و از همین رو باید رضایت مردم فراهم شود و حکومت در مقابل آنها مسؤولیت داشته باشد. رضایت و تحمل و مسؤولیت وجوه تمایز جامعه ی امروز با دیروز است. در نسبت با حاکمیت و حکومت باید دید که در مقابل قدرت، مسؤولیت وجود دارد یا خیر و تحمل مردم از یکدیگر و حکومت و بر عکس تا چه اندازه ای است؛ چراکه بی تحملی در یک جامعه نشانه استبداد است. رضایت مبنای حکومت است. باید بدانیم که با خشم و زور نمی توان بر مردم حکمرانی کرد. ما از مردمسالاری و سازگاری آن با دین حرف می زنیم و راه درست دفاع از ارزش های انقلاب را اصلاحات می دانیم.

در عین حال باید به این مسأله توجه کنیم که نسبت حکومت با معیارهای دینی و ارزشی چیست؟ برای پاسخ به این سؤال باید نخست تعریف مشخصی از سیاست ارائه کرد. در این رابطه باید به دو موضوع توجه کرد: نخست آن که آیا قدرت با مسؤولیت همراه است؟ و دوم آن که منشاء قدرت چیست؟ آیا قدرت یک امر انسانی و مردمی است؟ یا امری تحمیلی است که کاری به نظر و موقعیت مردم ندارد؟

اسلام همیشه بر سیاست و حکومت تأکید کرده است. ولی دست کم در غیبت معصوم (و حتی در زمان معصوم) بر استقرار حکومت اسلامی تأکید کرده است. استقرار حکومت امری بشری است هر چند به نظر ما اسلام برای حکومت معیارهایی را مشخص کرده است که اگر اراده و رضایت مردم به آن تعلق گرفت و مستقر شد حکومت حکومت مرضی رضای شارع نیز هست.

همچنین باید در نظر داشت که رضایت مردم در نظر حاکمان امر مهمی است یا خیر؟ آیا حکومت در مقابل مردم مسؤولیت دارد یا خیر؟ و همچنین آیا در جامعه تحمل وجود دارد یا خیر؟

تاریخ استبداد زده ایران نشان داده که هرجا قدرت بیشتر باشد بی تحملی نیز بیشتر می شود و حتی این مسأله درباره خود ما اصلاح طلبان نیز در مواردی مصداق پیدا می کند.

ما چقدر مخالفانمان را تحمل کردیم؟ آیا ما نیز مخالفانمان را متهم به اسلام آمریکایی و ارتجاع و عناوین دیگر نمی کردیم؟ امروز هم مخالفانمان به میزان بیشتری همین گونه عمل می کنند و ما را به ضدیت با اسلام، امام، نظام، امام حسین علیه السلام و حتی خدا محکوم می کنند! اینها نشانه بی تحملی و عدم استقرار فرهنگ مردم سالاری در جامعه است که کار بزرگ روشنفکران خیرخواه باید تلاش برای ایجاد و بسط و تقویت این فرهنگ باشد.

باید توجه کرد که آیا مسؤولیت پذیری و توجه به مردم که پدیده مدرنی هم هست، آیا ریشه در فرهنگ، دین، و آیین ما نیز دارد؟ جواب مشخص است: بله. تمامی این مسائل در فرهنگ و دین ما ریشه داشته و در روش و سیره پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و امام علی علیه السلام و ائمه طاهرین و حتی تا حدود زیادی خلفای راشدین نیز بوده است.

در نبود مسؤولیت پذیری و تحمل و با بی توجهی به رضایت مردم، سرکوب و زور بروز می کند. این وضعیت با نام دفاع از امنیت جامعه توجیه می شود. ما شاهد بروز رفتارهای مشابه در روزگاران گذشته نیز بوده ایم، چنانکه در آثاری چون سیاست نامه خواجه نظام الملک سرکوب مردم به دلیل جلوگیری از آشوب و حفظ امنیت توجیه شده است.

از سوی دیگر برای سرکوب مردم، معمولاً دشمن تراشی شده یا دشمن موجود بزرگتر جلوه داده می شود تا در سایه آن سخت گیری ها توجیه شود. از سوی دیگر دشمن خارجی هم می تواند از این فرصت استفاده کند و امنیت را به خطر بیاندازد. اما اگر مسؤولیت پذیری و رضایت مردم مد نظر باشد مردم نیز راضی خواهند شد و امنیت واقعی در جامعه تأمین می گردد. باید در نظر داشته باشیم که در انقلاب ما مردم سالاری و دین با یکدیگر سازگار به حساب آمدند و این نکته را ما سالها است که مطرح کرده، از آن دفاع می کنیم. ما از جمهوری اسلامی که هم منطبق با معیارهای اسلام است و هم منطبق با اصول مردم سالاری دفاع می کنیم و یگانه راه دفاع از این حکومت و تقویت آن را همین راه اصلاحات می دانیم.

درست است که سکولاریسم با موازین دینی و فرنگی ما سازگار نیست و عامل بیگانه هم می کوشد تا سکولاریسم را در جامعه برای مقابله با حکومت دینی رواج دهد، اما مهم تر و مؤثرتر از عامل بیگانه در غیردینی تر شدن جامعه این است که جامعه به سویی حرکت کند که از حکومت دینی دل خوش نباشد و از آن دوری کند. برای همین ما مدعی هستیم که اصلاحاتی که ما مطرح کرده ایم از رواج سکولاریسم و افول دین در جامعه و اذهان و رفتار ایرانیان جلوگیری خواهد کرد.

اکنون گاهی به نام اسلام و جمهوری اسلامی انحراف در کشور و نهادها و از جمله در روند انتخابات صورت می گیرد. ما تلاش می کنیم تا از ساختار نظام دفاع کنیم و اگر نظر انتقادی و اصلاحی داریم بیان کنیم، اما عده ای هستند که سعی می کنند ساختارها را بشکنند.

البته از سوی افراطیون هر دو طرف رفتارهای نادرستی صورت گرفته است، اما مسأله مهم این است که پس از انتخابات عده کثیری از مردم به طور مسالمت آمیز نسبت به اتفاقهای پیش آمده اعتراض کردند که سرکوب شدند، درحالیکه باید با شجاعت اشتباهات را قبول کرد و برطرف ساخت یا مردم را قانع کرد.

دو گروه به دنبال نشان دادن چهره غیرواقعی از اسلام و انقلاب هستند. یکی آن ها که در داخل ایران برخوردهای نامناسب و خشن با مردم در پیش گرفته اند و می خواهند چهره اسلام و انقلاب را این گونه نمایان سازند. گروه دیگر آنهایی که در خارج از ایران به منافع خود در نظام جمهوری اسلامی دست نیافته اند و به دنبال براندازی و دیگرگونه نشان دادن اسلام و انقلاب هستند و به مقدسات توهین می کنند، مطالب تحریک آمیز و غیر عملی و باطلی درباره دین و امامت و نظایر آن می گویند و رفتارهای موجود را ملاک معرفی می کنند.

من آدم بدبینی نیستم، اما رفتارهایی که صورت گرفته نشان می دهد که عده ای آگاهانه در پی تخریب امام، نظام و اسلام هستند و نتیجه کار لطمه ای است که به نظام می خورد. ما از نظام، انقلاب و دستاوردهای خون شهدا دفاع می کنیم و در برابر انحراف مقاوت می کنیم و از جمهوریت و اسلامیت نظام که هر دو در معرض خطر است دفاع می کنیم.

این که جریانی افراطی می کوشد ما را مخالف امام (ره)، نظام و حتی امام حسین (ع) نشان دهد بسیار غیرمنصفانه، مضحک و بی رحمانه است و کسی چنین ادعاهای بی اساسی را باور نمی کند. همچنانکه مغرضان ناآگاه که به دین و اسلام و مردم و ایران اهانت می کنند و در صدد منحرف نشان دادن حرکت اصلاحی ملت ایران که در چارچوب نظام و قانون حرکت می کند هستند ربطی به ایران و مردم ندارد.



باید هر راهی را برای حفظ اصول، حقوق و آزادی های مردم طی کرده، از بحرانی تر شدن اوضاع جلوگیری نمود. هرچند که اوضاع بحرانی است و سیکل جدیدی از اعمال خشونت آغاز شده است. متأسفانه افرادی در حکومت هستند که با امنیت کامل اعمال خشونت می کنند و در مقابل آنان نیز طبیعتاً عده ای به عکس العمل خشونت آمیز واداشته می شوند که این امر بسیار خطرناکی است.

سید محمد خاتمی در ادامه درباره گزارش قرائت شده در مجلس در رابطه با فجایع کهریزک افزود: این گزارش، سندی تأسف بار از وقوع یک فاجعه در جمهوری اسلامی است. گرچه به نظر می رسد در تنظیم این گزارش ملاحظاتی مطرح بوده و بسیاری از واقعیت ها بیان نشده است، اما همین اندازه کافی است که پشت همه علاقمندان به نظام و اسلام و ایران را بلرزاند. امیدوارم با برخورد قاطع و البته قانونی و سریع با مقصرین این فاجعه نابخشودنی تا حد امکان آثار منفی این ضایعه جبران شود.

بخش دیگری از سخنان رئیس جمهوری سابق ایران به بیانیه مهندس میرحسین موسوی اختصاص یافت. سید محمد خاتمی در این باره گفت: پیش از این نیز دل سوزان نظام پیشنهادهای مطرح شده از سوی ایشان را با بیان های مختلف مطرح کرده بودند، اما در بیانیه مهم اخیر، ایشان بار دیگر خواسته های منطقی مردم و معترضان را مطرح نموده اند. مهندس موسوی برای حل بحران، حرف همه را در قالب یک بیانیه راهگشا و دلسوزانه تنظیم نموده اند و بالطبع مردم احساس می کنند هنوز کسی دنبال خواسته هایشان هست و از بحرانی تر شدن اوضاع نگران است.

مطمئنا اگر حاکمیت مردم را باور کند و در صدد جبران خسارت ها و اهانت ها باشد؛ زندانی ها را آزاد نموده، فضا را باز کند؛ به احزاب و گروه ها اجازه فعالیت داده و رسانه ها آزاد گذارده شوند و فضای امنیتی به فضای سیاسی سالم مبدل شود شرایط تغییر خواهد کرد و منافع مردم و نظام همزمان تأمین خواهد شد.

در حال حاضر رساندن حرف هایمان به مردم دشوار و پرهزینه شده است، امکانات رسانه ای و وسایط ارتباط جمعی مان بسیار محدود است. واکنش طبیعی مردم هم در این شرایط گرایش به رسانه هایی است که در بیرون مرزها آزادانه فعالیت می کنند.

من معتقد هستم امروز وارد عصری شده ایم که قرنطینه اطلاعاتی توسط حکومت ها دیگر ممکن نیست و هر چقدر هم که رسانه های شانسنامه دار را محدود سازند، ارتباطات به طور جدی جریان دارد و نمی شود جلوی آن را گرفت. منتهی در صورت ایجاد محدودیت این احتمال تقویت می شود که میدان داری در اختیار کسانی قرار گیرد که یا بدخواه هستند یا دست کم خیرخواه نیستند.

از یک طرف صدا و سیما رفتاری غیرعادلانه دارد و از آن طرف هم تبلیغاتی در خارج از کشور می شود که مورد تأیید ما نیست. البته به لطف خداوند شاهد بارقه هایی از عقلانیت و تدبیر هستیم به طوری که ان شاء الله به سوی منطق و قانون پیش رویم؛ اما اگر به صورت منطقی اتفاقات رخ داده و افراط ها و رفتارهای نادرست مهار نشود ممکن است خدای نکرده با وضعیت زیانبارتری مواجه شویم که امیدوارم چنین نشود.


 
comment نظرات ()